مهم، آموختن بازی است. ما همه دانشجویان این بازی هستیم – روی کین

It’s all about learning the game. I think we’re all students of the game – Roy Keane

وبسایت totalfootballanalysis
ژوئن ۲۰۲۰

این اولین شماره از مجموعه چهار مقاله­ با موضوع بررسی نکات تاکتیکیِ مهم و قابل توجه در بازی­‌های باقی­مانده از لیگ برتر انگلیس است. در حالی که از زمان همه­‌گیری کووید-۱۹ به شدت دلمان برای رقابت­‌های لیگ برتر تنگ شده است، سرانجام روز هفدهم ژوئن، بازی­‌های این لیگ از سرگرفته می­‌شوند و بیشتر تیم­‌ها بعد از این استراحت طولانی، با ترکیب کامل بازی­‌ها را ادامه خواهند داد.

هدف اصلی مقاله­‌ی حاضر، آنالیز مختصر شکل بازی تیم­‌ها است و با بر شمردن نقاط قوت و ضعف هر تیم، مواردی که در مسابقات باقی­مانده باید روی آنها تمرکز شود، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

در اولین مقاله، به آنالیز تاکتیک­های مورد استفاده­ در تیم­های لیورپول، تاتنهام، اورتون، نیوکاسل یونایتد و استون ویلا پرداخته می‌شود.

لیورپول

امتیاز و جایگاه تخمین زده شده: ۵۷.۸ – رده­‌ی دوم
امتیاز و جایگاه کسب شده: ۸۲ – رده­‌ی اول

تیم یورگن کلوپ که در بیشتر بازی­‌ها از ترکیب ۳-۳-۴ استفاده کرده، بدون شک، بهترین تیم لیگ برتر در این فصل بوده است. آنها برای مسجل کردن عنوان قهرمانی خود تنها به یک برد دیگر نیاز دارند و از آنجایی که بازی بعدی­‌شان در داربی مرسی‌­ساید خواهد بود، این شانس را دارند که جشن قهرمانی را در برابر دیدگان رقیب سنتی خود برگزار کنند.

ممکن است با دیدن مقدار شاخص xG (احتمال گل شدن شوت) و تعداد گل­‌های به ثمر رسیده‌­ی تیم لیورپول (به ترتیب برابر با ۵۷.۵ و ۶۶) اینطور به نظر برسد که باید کل اعتبار موفقیت این تیم را به پای گروه سه نفره محمد صلاح، سادیو مانه و روبرتو فیرمینو نوشت. این سه بازیکن بیش از نیمی از گل­‌های لیورپول (۵۷.۸۲ درصد) را در این فصل به ثمر رسانده‌­اند؛ با این وجود، مقدار xG آنها برابر با ۳۸ بوده است، یعنی تنها ۰.۷۲ بیشتر از مقدار xG کلی (۳۷.۸۲) گل زده‌­اند. بنابراین، علیرغم تداوم عملکرد خوب در خط حمله، دلیل قدرتمند بودن تیم لیورپول را باید در سیستم یورگن کلوپ جستجو کرد.

سرخ­‌ها در قرار دادن حریفان در موقعیت­‌های دشوار برای تصمیم­‌گیری، استادانه عمل کرده‌­اند. روبرتو فیرمینو، که نقش بازیکن شماره ۹ کاذب را در تیم کلوپ بازی می‌کند، یکی از بازیکنان کاربردی و خوب این تیم بوده است. در نقشه‌ی حرارتی (heatmap) تحرکات این بازیکن در نقاط مختلف زمین در این فصل (تصویر بعد)، حضور پررنگ او در خارج از محوطه­‌ی جریمه، که دسترسی او را به هر دو نیم­‌فضا فراهم می­کند، قابل مشاهده است.

این بازیکن برزیلی در این فصل، در حکم یک یار کمکی – مثلا به عنوان بازیکن چهارم برای ایجاد برتری عددی در خط میانی سه نفره یا به عنوان بازیکن کناری – به نواحی مختلف زمین اضافه می­‌شد. علاوه بر این، حرکات غیرقابل پیش­‌بینی فیرمینو و مساحت زیادی که تحت سیطره­‌ی او بود، مدافعان مرکزی را از تعقیب او عاجز می­‌کرد. این­ها باعث شد فیرمینو آمار بیشترین تعداد پاس را در طول لیگ (البته بدون در نظر گرفتن دله علی که در ماه‌های فوریه و مارس در پست مهاجم بازی می‌کرد)، با میانگین ۳۲.۲۹ پاس در هر بازی به خود اختصاص بدهد.

در سیستم ۳-۳-۴ تیم لیورپول، با وارد شدن وینگرها به نیم‌­فضاها برای مشغول نگه داشتن مدافعان کناری حریف، دو مدافع کناری این تیم برای پوشش دادن کانال­‌های کنار خط بازتر می­‌شدند. این آرایش گاهی اوقات با عقب ماندن اندی رابرتسون، شکل نامتقارن به خود می­‌گرفت. در تصویر بعد می­‌توان مشاهده کرد که این استراتژی، مدافعان کناری تیم مقابل را وادار کرده تا از بین وینگر و مدافع کناری جلوکشیده‌­ی لیورپول، یکی را رها کنند.

با اصرار تیم لیورپول به یارگیری مدافعان کناری به صورت نفر-به-نفر، وینگرهای حریف تا یک‌سوم دفاعی زمین خودی عقب می‌نشستند. در این حالت، اگر دفاع کناری تیم کاملا عقب نمی­‌کشید (به موقعیت میکائیل آنتونیو در تصویر دقت کنید)، این فرصت به لیورپول داده می­‌شد تا در فاز حمله از فضا و برتری عددی خود در همان جناح استفاده کرده و با پاس بلند بازیکن کناری را صاحب توپ کند.

ترنت الکساندر-آرنولد در این فصل متوسط ۷.۰۶ نفوذ موفق از کناره‌­ها در هر بازی و شاخص xA (احتمال گل­سازی) برابر با ۱۰.۶۸ را به نام خود ثبت کرده است که او را پس از کوین دی بروینه در رده‌­ی دوم لیگ برتر قرار می‌دهد. به این ترتیب، آزاد گذاشتن او در استفاده از توانایی­‌هایش همیشه موفقیت­‌آمیز بوده است. در عین حال، هافبک­‌هایی مثل جورجینیو واینالدوم نیز برای استفاده از توپ­‌های ارسال شده از کناره­‌ها، به بازیکنان هجومی می­‌پیوندند. با این تفاسیر، نفوذ از جناحین یک نقطه‌­ی قوتِ لیورپول تا اینجای این فصل برشمرده می­‌شود.

همچنین، شیوه­‌ی انجام پرس واکنشیِ تیم لیورپول را در تصویر بالا می‌­توان دید. این تیم، با قدرت هجومی خود، تیم­های مقابل را  وادار به عقب­‌نشینی کرده و گزینه‌­های زیادی برای استفاده از توپ­‌های بازپس‌­گیری شده در اختیار آنها قرار نداده است. در مثال نشان داده شده در تصویر بالا، قرارگیری سه بازیکن تیم وستهام در برابر چهار مدافع لیورپول را مشاهده می‌­کنید.

فشار و تلاش بی‌­امان بازیکنان هجومی لیورپول در لحظات اولیه‌ی پس از لو رفتن توپ، ضد حمله­‌ی تیم مقابل را در نطفه خفه کرده و توان بالای ویرجیل فن ‌دایک در به تاخیر انداختن حمله و تقابل­‌های یک-به-یک، خط دفاع لیورپول را در مقابل ارسال بلندِ توپ‌های لو رفته، امن نگه داشته است. به این ترتیب، اندرو رابرتسون و الکساندر آرنولد فرصت می­‌یابند با استفاده از همین تاخیر، برگشته و فضای خالی­‌شده پشت سرشان را پوشش دهند.

چنان که بسیاری از کارشناسان انگلیسی نیز بدان اذعان می‌کنند، تاکتیک‌­های شروع مجدد در لیورپول پیرامون ویرجیل فن دایک شکل می­‌گیرد. سرخ­‌ها در استفاده از ضربات ایستگاهی عالی عمل کرده‌­اند؛ به این صورت که بالاترین آمار گل‌زنی از روی ضربات کاشته و کرنر با ۱۶ گل (شش گل به صورت مستقیم و ۱۰ گل به صورت غیرمستقیم) تا اینجای فصل در اختیار لیورپول است.

این تیم در این فصل در آزاد کردن فن دایک به عنوان بازیکن هدف در شروع­‌های مجدد، با انجام حرکات بدون توپ، درگیری با مدافعان برای بستن زاویه دیدشان و نفوذ از عمق زمین خودی، خوب عمل کرده است. ترکیب درگیری و حرکات عمقی، به گل این تیم در مقابل منچستر یونایتد منجر شد.

در سناریوی زیر مشاهده می­‌شود که ایستادن فیرمینو جلوی فرِد، فضای کافی را برای وارد شدن فن دایک به عمق محوطه­‌ی جریمه­‌ی منچستر یونایتد فراهم کرده است.

آمادگی و سلامت کامل سه بازیکن هجومی لیورپول برای این تیم امتیاز بزرگی بوده است، به طوری که هیچ کدامشان بیش از سه بازی در طول فصل غیبت نداشته‌­اند. در عین حال، با وجود برنامه‌­ی فشرده‌­ی بازی­‌ها انتظار می‌رود یورگن کلوپ ترکیب تیمش را تغییر دهد و علاوه بر میدان دادن به جوانانی مثل نکو ویلیامز و کورتیس جونز، الکس اوکسلید-چمبرلین و نبی کیتا نیز فرصت بازی بیشتری پیدا کنند.

بازی‌­های پیشِ رو: اورتون (مهمان)، کریستال پالاس (خانگی)، منچسترسیتی (مهمان)، استون ویلا (خانگی)، برایتون (مهمان)، برنلی (خانگی)، آرسنال (مهمان)، چلسی (خانگی)، نیوکاسل (مهمان)

نکات قابل رصد: تغییرات خط میانی با کیتا و اوکسلید-چمبرلین؛ استراتژی­های شروع مجدد

تاتنهام

امتیاز و جایگاه تخمین زده شده: ۳۶.۷ – رده­‌ی سیزدهم
امتیاز و جایگاه کسب شده: ۴۱ – رده‌­ی هشتم

پس از ناکامی تاتنهام در تکرار موفقیت فصل قبل، مائوریسیو پوچتینو از تیم اخراج و خوزه مورینیو جانشین او شد. از زمانی که این مرد پرتغالی سرمربی تاتنهام شده، مصدومیت­‌های متعدد بازیکنانش او را مجبور به استفاده از ترکیب­‌های مختلفی در تیمش کرده است: ۱-۲-۴-۳، ۲-۴-۴، ۱-۴-۵، ۱-۴-۱-۴، ۲-۵-۳، ۳-۳-۴. با این وجود، جدایی کریستین اریکسن، یکی از بهترین بازیکنان باشگاه و پیوستنش به اینتر میلان در ژانویه، برنامه‌­های هجومی مورینیو را به شدت محدود کرد.

تاتنهام در فاز اول حمله، بدون توجه به ترکیب خود در بازی، متعصبانه آرایش ۲-۳ را اجرا کرده که با توجه به عدم علاقه­‌ی مورینیو به قبول کردن ریسک زیاد در نیمه­‌ی خودی، یک استراتژی بازی­‌سازی برای این تیم محسوب نمی‌­شود. با این آرایش، ارتباط با دفاع هنگام انتقال فاز حفظ شده و حتی با لو رفتن توپ در نیمه زمین حریف، حضور هنوز پنج بازیکنِ تاتنهام در پشت توپ تضمین شده است.

بازی تاتنهام در عرض، به خصوص با بازی سرژ اوریه در پست دفاع راست، توسط دو مدافع کناری این تیم انجام می­‌گیرد. نکته­‌ی عجیب این است که با وجود برتری ساختاری آنها با گرفتن تمام پنج ناحیه‌­ی عمودی زمین (بین دو خط دروازه)، این تیم علاقه­‌ای به گرداندن توپ برای جابجا کردن بازیکنان حریف و ایجاد فضا نشان نمی‌­دهد.

چینش بازیکنان تاتنهام در تصویر زیر نشان داده شده و نکته­‌ی قابل توجه، حمایت و تحرک هافبک­‌های تیم است. جایگیری انعطاف‌­ناپذیر تانگی دومبله و اولیور اسکیپ در پشت بازیکنان تیم مقابل، مسیر پاس را کور کرده و پیشروی تیم را از طریق مرکز زمین مختل می­‌کند.

در فاز هجومی نیز، با حضور نداشتن مدافعان کناری در نواحی جلوتر زمین، تیم فاقد عرض لازم بوده است که می­‌توان دلیل آن را تمایل مورینیو به آزاد گذاشتن مهاجمانش برای حرکت در ناحیه­‌های خود عنوان کرد. در بیشتر موارد، تاتنهام در فاز هجومی دچار کمبود بازیکن در کناره‌­ها بوده، چرا که نه لوکاس مورا و نه اریک لاملا هیچکدام برای باز کردن دفاع حریف روی خط حرکت نکرده و در نتیجه، متمایل شدن حمله به سمت مرکز زمین، باعث از درست رفتن توپ در نواحی فشرده شده است.

همین موضوع هنگام انتقال به فاز حمله نیز برقرار است؛ به صورتی که، حمله تنها با دو یا سه بازیکن صورت می‌­گیرد و با فشرده ماندن دفاع تیم مقابل، تهدیدِ جدی‌­ای صورت نمی­‌گیرد. در تصویر زیر ملاحظه می­‌شود که جایگیری فشرده بازیکنان تاتنهام، آنها را در استفاده از ناحیه‌­ای که دفاع مقابل در آن ضعف دارد، ناتوان کرده است.

در فاز دفاعی، با تقسیم بازیکنان به دو گروه پنج نفره در جلو و عقب زمین، فضایی بین این دو گروه ایجاد می­‌شود. در این صورت، هدف پنج بازیکنی که در عقب زمین حضور دارند محافظت از این فضا با ماندن در عمق دفاع، به جای وارد شدن به آن است.

مورینیو باید در بازی­‌های باقی­مانده، علاوه بر تلاش برای پیدا کردن راهی موثر برای گل زدن، استراتژی دفاعی تیمش را نیز اصلاح کند. مسائل قابل اشاره­‌ی زیادی در مورد تاتنهام وجود دارد و به عنوان اولین مورد، می­‌توان به شیوه­‌ی پرسینگ این تیم اشاره کرد. تلاش لوکاس مورا یا سون هیونگ-مین برای پرس کردن، با عدم حمایت مناسب از طرف هافبک­‌های وسط و مدافعان کناری، ضایع و باعث ایجاد فضاهایی در میان بازیکنان شده و فرصت به هم ریختن آرایش دفاعی تاتنهام را برای حریف فراهم می‌کند.

در تصویر زیر، ناکارامدی پرس تاتنهام را مشاهده می­‌کنید. همان­طور که می­بینید، اضافه نشدن مدافع کناری (یافِت تانگانگا) برای حمایت از هافبک وسط (اولیور اسکیپ)، به مسلط شدن جک کورک و دوایت مک­نیل، با قرارگرفتن در موقعیت دو-به-یک در برابر این بازیکن، منجر شده است.

حتی در مواقعی که تاتنهام تصمیمی مبنی بر پرس کردن نداشته، این تیم از پیدا کردن زوجی مناسب برای مرکز زمین عاجز بوده است. تا اینجای فصل، عملکرد دومبله در بازی­ها غیرقابل­‌قبول بوده و نه اریک دایر و نه هری وینکس، پوشش مناسبی را در میانه­‌ی زمین ارائه نکرده‌­اند. به این ترتیب، عامل ناکارامدی دفاع تاتنهام در این فصل، حمایت نشدن از جانب بازیکنان میانی بوده است.

در مثال تصویر زیر می­‌توان دید که در حالی که ناحیه ۱۴ کاملا خالی مانده، دومبله و اسکیپ درون محوطه­‌ی جریمه و صرفا نظاره­‌گر توپ هستند. در مقاله­‌ای که ماه گذشته به قلم همین نویسنده منتشر شد، به طور مفصل به حرکات دومبله پرداخته شده است.

احتمال می‌­رفت بعضی از بازیکنان کلیدی تیم تاتنهام، از جمله هری کین، سون هیونگ-مین و احتمالا استیون برگوین، بازی‌­های ادامه‌­ی فصل را از دست بدهند و شاید برگشتن این بازیکنان به ترکیب، بعد از تعطیلی اجباری، از خوش‌­شانسی تیم تاتنهام باشد. به این ترتیب، توان تهاجمی تاتنهام در ادامه­‌ی فصل افزایش یافته و گزینه­‌های بیشتری در اختیار سرمربی تیم خواهد بود.

با توجه به محدود بودن گزینه­‌های تهاجمی، تاتنهام به تمام­‌کننده‌­هایی مانند هری کین، با آمار ۱۱ گل و شاخص xG برابر با ۸.۱۱ (بیشترین مقدار در پنج فصل گذشته) نیاز دارد تا بتوانند موقعیت­‌های ۵۰-۵۰ را به گل تبدیل کنند. آنها همچنین به بازیکن باتجربه‌­ای همچون سون برای پویاتر کردن یک‌­سوم هجومی خود نیاز دارند. مورینیو می­‌تواند با اتکا به توانایی فردی بازیکنان، ناکارامدی تاکتیک­‌های هجومی خود را در کوتاه مدت مرتفع کند.

نیمی از حریفان تاتنهام در ادامه‌ی این فصل، رقبای آنها در کسب سهمیه­‌ی یکی از مسابقات قاره‌­ای نیز هستند. احتمالا استراتژی آرسنال و لستر، بازی­‌سازی از عقب زمین خواهد بود؛ بنابراین، موضوع حیاتی برای مورینیو، مدیریت دفاع به منظور از بین بردن مشکلات فعلی است. کیفیت رفتار گروهی بازیکنان مهم­ترین نکته برای تیم تاتنهام بوده و انتخاب استراتژی دفاع در میانه یا پرس در بالای زمین، از اهمیت کمتری برخوردار است. همه­‌ی بازیکنان تیم باید نسبت به وظایف خود کاملا توجیه باشند و ضمن حفظ فشردگی، توان خود را برای نزدیک شدن به دروازه‌­ی حریف متمرکز کنند.

بازی­‌های پیشِ رو: منچستر یونایتد (خانگی)، وستهام (خانگی)، شفیلد یونایتد (مهمان)، اورتون (خانگی)، بورنموث (مهمان)، آرسنال (خانگی)، نیوکاسل (مهمان)، لسترسیتی (خانگی)، کریستال پالاس (مهمان)

نکات قابل رصد: ترکیب­های استفاده شده در مرکز زمین؛ نمایش فردی هری کین و سون هیونگ-مین؛ پیدا کردن پست مناسب برای جیووانی لو سلسو

اورتون

امتیاز و جایگاه تخمین زده شده: ۴۲.۹ – رده‌­ی هفتم
امتیاز و جایگاه کسب شده: ۳۷ – رده­‌ی دوازدهم

هدایت اورتون، پس اخراج مارکو سیلوا، به کارلو آنچلوتی سپرده شد. این بخش به بررسی تاکتیک‌­های این مربی ایتالیایی و اینکه چطور توانست اورتون را به تیمی انعطاف‌­پذیر تبدیل کند، اختصاص یافته است. اورتون در بازی­‌های ابتداییِ تحت هدایت آنچلوتی، با آرایش سه دفاعه بازی می­‌کرد، اما در ادامه­‌ی فصل به ۲-۴-۴ تغییر سیستم داد.

بر اساس آمار، اورتون باید در جایگاه بهتری قرار داشته باشد. آنها، از ۱۱ بازی‌­ای که آنچلوتی روی نیمکت این تیم نشسته است، پنج برد، سه تساوی و سه باخت به دست آورده­‌اند. با توجه به اینکه آنها در این فصل از نظر شاخص xG (37 نسبت به ۴۳.۸ فصل قبل) و احتمال گل شدن ضربات دریافتی (xGA برابر با ۴۶ در مقابل ۳۹.۳ فصل قبل) پایین­تر از حد انتظار ظاهر شده­‌اند، برای بهتر شدن در ادامه­‌ی فصل هنوز فرصت دارند.

دومینیک کالورت-لوین و ریچارلیسون با به ثمر رساندن ۱۳ و ۱۰ گل، به ترتیب گل­زن­‌های اول و دوم تیم هستند. در عین حال، بازیکنان دیگری مثل تئو والکات و مویس کین نیز هستند که با اینکه شاخص  xG آنها به ترتیب برابر با ۳.۰۳ و ۲.۷۶ است، بیش از یک گل نزده‌­اند و در کم کردن فشار روی کالورت-لوین و ریچارلیسون موفق نبوده‌­اند.

موضوع قابل اشاره بعدی، عملکرد ضعیف گیلوی سیگورسون، بازیکن تیم ملی ایسلند است که هنوز نتوانسته فرم خود را پیدا کند، و تنها یک گل به ثمر رسانده و عملکرد ضعیف او باعث پایین آمدن آمار گل­زنی تیم اورتون با شوت از راه دور (همان یک گل) شده است.

عدم توازن در توزیع گلزنان این تیم در فصل ۲۰-۲۰۱۹ در نمودار زیر نشان داده شده است. همان­طور که مشخص است، ریچارلیسون و کالورت-لوین، بیشتر گل‌­های این تیم را به ثمر رسانده‌­اند.

آنچلوتی، بر خلاف گواردیولا، اصراری به بازی­‌سازی از عقب زمین ندارد؛ اما در طول فصل همچنان به حفظ و انتقال هدفمند توپ به فاز حمله علاقه‌­مند بوده است. یکی از آرایش‌­های بازی­‌سازی­‌ای که به صورت متداول در اورتونِ آنچلوتی استفاده شده، تشکیل یک باکس دو در دو توسط هافبک­‌ها و مدافعان میانی است. در این حالت، مدافعان کناری برای تامین عرض بازی به کناره‌­های زمین می‌­روند (تصویر بعد). البته در گاهی مواقع، یکی از مدافعان در عقب زمین می­‌ماند و آرایش به صورت نامتقارن شکل می‌گیرد.

تا اینجا، کاربرد این باکس دو در دو، خنثی کردن فشار در مرکز زمین اورتون بوده است. در سناریو نشان داده شده در تصویر زیر که مربوط به بازی آنها برابر منچستر یونایتد است، پنج بازیکن یونایتد در مرکز زمین قرار دارند؛ به این ترتیب، استفاده از استراتژی ذکر شده، مدافع کناری اورتون را – که در این صحنه شیموس کولمن است – آزاد کرده تا او بتواند وارد کانال کناری شود.

عملکرد خوب میسون هولگیت در دادن پاس‌های عمودی، او را قادر ساخته تا بتواند توپ را از میان بازیکنان حریف به هافبک­‌های هم‌­تیمی برساند. پیشرفت او از ماه اکتبر، که شانس حضور در بازی را پیدا کرده، بسیار زیاد بوده و باید دید این پیشرفت تا کجا ادامه خواهد داشت.

همچنین، توانایی فیزیکی بالای مهاجمان اورتون، امکان بازی­‌سازی مستقیم را برای این تیم فراهم کرده است. روند بازی­‌سازی مدافعان تیم اورتون را می­‌توان در گراف­‌های زیر مشاهده کرد. نکته­‌ی مشترک در بازی­‌سازی مدافعان، علاوه بر ارتباط با گزینه­‌های نزدیک به خط دفاع، رساندن توپ به بازیکن شماره‌­ی ۹ بوده است.

حضور داشتن کالورت-لوین به عنوان بازیکن هدف در تمامی گراف­‌ها تصادفی نیست. در واقع در پنج بازی آخر تیم، دو مهاجم اورتون در ۴۰ و ۴۸ نبرد هوایی با حریفان درگیر بوده‌­اند، یعنی بیشتر از کل خط دفاع. به این ترتیب، این تیم اصراری به بازی بر روی زمین نداشته و توپ­‌های بلند نیز یک گزینه محسوب می­شده‌­اند.

بازی از کناره­‌ها نیز بخش مهمی از استراتژی تهاجمی اورتون در این فصل بوده است. از این لحاظ، آنها با متوسط ۱۶.۸۱ نفوذ از جناحین پس از منچسترسیتی، لیورپول و شفیلد در رتبه‌­ی چهارم در لیگ برتر هستند. می‌توان این آمار را ناشی از شیوه و تداوم رساندن توپ به مدافعان کناری دانست؛ توپی که در نهایت توسط مدافع کناری یا به داخل ارسال، یا به مرکز زمین منتقل شده است.

دو مهاجم تیم اورتون، مدافعان میانی حریف را مشغول نگه داشته تا فرصت نفوذ مدافعان جلوکشیده­‌ی این تیم به نقطه­‌ی کور پشت دو دفاع کناری تیم مقابل، پیدا شود. در تصویر زیر، حرکت لب خط جبرئیل سیدیبه قابل مشاهده است. این استراتژی با نفرات مختلفی در تیم اورتون پیاده‌­سازی شده است که پرداختن به آنها در حوصله این مقاله نمی‌­گنجد.

با شروع پرس توسط ریچارلسیون یا کالورت-لوین، یکی از هافبک­‌ها برای حمایت از آنها جلو می­‌کشد؛ به این ترتیب، سیستم تیم آنچلوتی، هنگام دفاع به ۲-۴-۴ لوزی تغییر شکل پیدا می­‌کند.

با این وجود، ساختار و فشردگی دفاعی تیم اورتون، در طول این فصل، نقص­‌هایی نیز داشته است. یکی از مشکلات خط میانی دو نفره این تیم، کمبود بازیکن در مواجهه با تیم­‌هایی است که با سه هافبک بازی می­‌کنند. شاید بتوان این مسئله را با شناسایی نقطه ضعف دفاع تیم حریف و جلوتر قرار دادن وینگر تیم در همان ناحیه برطرف کرد؛ اما اورتون به ندرت فشردگی خود را در دفاع حفظ کرده است. به این ترتیب، همان طور که در مثال تصویر بعد مشخص است، تیم منچستر یونایتد توانست حمله را با به گردش در آوردن توپ و پیدا کردن بازیکن آزاد در میانه‌­ی زمین ادامه دهد.

در همین حین، ماموریت ریچارلیسون یا کالورت-لوین، ماندن در بالای زمین به عنوان بازیکن هدف در ضد حمله بوده است که به کمبود فشار کافی برای بازپس‌­گیری توپ منجر می­‌شد.

یکی دیگر از نقص‌­های دفاعی اورتون، همان­ طور که اشاره شد، فشردگی این تیم در هنگام دفاع بوده است. جایگیری هافبک­‌های کناری این تیم نقش اساسی را در حمایت کردن از دفاع ایفا می­‌کرد. تیم اورتون در ادامه­‌ی فصل، در تلاش برای کسب مجوز حضور در یکی از رقابت­‌های قاره‌­ای خواهد بود و با توجه با فاصله‌­ی شش امتیازی این تیم با شفیلد یونایتد، باید در ۹ بازی باقی­مانده، بازی­های با کیفیت­تری از خود به نمایش بگذارد.

بازی­‌های پیشِ رو: لیورپول (خانگی)، نورویچ (مهمان)، لسترسیتی (خانگی)، تاتنهام (مهمان)، ساوثهمپتون (خانگی)، ولورهمپتون (مهمان)، استون ویلا (خانگی)، شفیلد یونایتد (مهمان)، بورنموث (خانگی)

نکات قابل رصد: پیشرفت میسون هولگیت؛ همکاری مهاجمین نوک؛ آیا اضافه­شدن آندره گومز به ترکیب، خلاقیت تیم را در حمله از مرکز افزایش خواهد داد؟

نیوکاسل یونایتد

امتیاز و جایگاه تخمین ­زده شده: ۲۸.۳ – رده‌­ی هجدهم
امتیاز و جایگاه کسب شده: ۳۵ – رده­‌ی سیزدهم

تیم نیوکاسل یونایتد، به دلیل محدودیت بودجه­‌ای که در این فصل با آن دست­ به­ گریبان بود، یکی از سنتی­ترین شیوه­‌های “بازی انگلیسی” را به نمایش گذاشته است. با این وجود، سرمربی این تیم، استیو بروس، تصمیم گرفت به جای اصرار بر استفاده از سیستم ۲-۴-۴، تیمش را با سیستم­های ۱-۴-۵ یا ۲-۳-۵ به زمین مسابقه بفرستد.

آمار هجومی تیم استیو بروس بسیار ناامیدکننده است؛ به صورتی که، این تیم در هر بازی با رساندن متوسط ۱۰.۶۱ توپ به محوطه‌­ی جریمه­ی حریف، ۵۶.۷۶ پاس رو به جلو، ۴.۵۱ پاس کوتاه به داخل محوطه‌­ی جریمه و ۳۸.۸۰ پاس به یک‌سوم تهاجمی، در رتبه­‌ی آخر، و از نظر پاس‌­های عمقی (۴.۸۹) و نفوذ از کناره‌­ها (۱۲.۲۴)  در هر بازی نیز، تا اینجا، در رتبه‌­ی هجدهم در میان تیم‌­های لیگ برتر قرار گرفته است. با وجود این آمار ضعیف، فاصله‌­ی نسبتا زیادِ هشت امتیازیِ این تیم با سه تیم آخر جدول، تعجب آور است.

همان­طور که می­‌توان انتظار داشت، استراتژی تیم بروس بازی‌­سازی از عقب نبوده و اتکای این تیم بر بازیکنان کلیدی‌­اش بوده است. جونجو شِلوی، بازیکن سابق لیورپول، یکی از همین بازیکنان است. او با میانگین ۲۳.۸۳ متر برای هر پاس، بلندترین پاس­‌ها را در جمع بازیکنان لیگ برتر فرستاده است و با میانگین ۸.۷۴ پاس در هر بازی، در رده‌­ی سوم بازیکنانی قرار می­گیرد که بیشترین پاس بلند را در لیگ ارسال کرده‌­اند. این بازیکن معمولا حمله را با پیدا کردن بازیکن آزاد در سمت دیگر زمین یا با بازی مستقیم به یک­‌سوم هجومی، آغاز می­‌کند. در صحنه‌­ی نشان­ داده ­شده در تصویر زیر، شلوی با ارسال بلند توپ برای دفاع کنار در سمت راست زمین، باعث گریز تیمش از پرس حریف شد.

نیوکاسل، در برابر خط دفاعِ جلو کشیده­‌ی تیم­های مقابل، یا هنگام انتقال به فاز هجومی، با ارسال پاس‌­های بلند و حرکات رو به جلو، سعی در وارد شدن به فضای پشت خط دفاع داشته­ است. در این استراتژی، میگل آلمیرون و آلن سن-ماکسیمین، با سرعت بالای خود، می­‌توانستند به این پاس­‌های بلند برسند. در صحنه نشان ­داده ­شده در تصویر زیر، که مربوط به بازی این تیم در برابر ولورهمپتون است، متیو لانگستاف را در حال ارسال توپ به فضای پشت خط دفاع برای آلمیرون مشاهده می­‌کنید.

سن-ماکسیمین، در صورت داشتن فضای کافی در هنگام انتقال به فاز حمله، می­‌توانست با برتری فیزیکی و تکنیکی خود چندین بازیکن را از پیش رو بردارد. این بازیکن فرانسوی توانسته در هر بازی، متوسط ۴.۱۹ حرکت رو به جلو و ۱۱.۵۱ دریبل (با ۵۸.۴ درصد موفقیت) را به نام خود ثبت کند. کیفیت بالای او کار را برای تیم نیوکاسل راحت کرده، به این صورت که کاربرد بازیکن هدف در ارسال­‌ها، دریافت توپ برای آزاد کردن هافبک‌­های کناری (عموما سن-ماکسیمین) بوده است.

بازی با کیفیت سن-ماکسیمین، فشار را از روی هم­‌تیمی‌­هایش برداشته و باعث قرارگرفتن‌­شان در موقعیت­‌های شوت­زنی شده است. در مثال تصویر زیر، با اینکه سن-ماکسیمین توسط چهار بازیکن استون ویلا احاطه شده است، تمرکز خود را حفظ کرده و توپ را برای بازیکن خالی (آلمیرون) می‌­فرستد.

تعجب­‌آور اینکه، با وجود موفق بودن تاکتیک­‌های تیم نیوکاسل برای ایجاد موقعیت گل، تعداد کمی از آنها به گل تبدیل شده‌­اند. در جدول زیر، شاخص xG و تعداد گل­‌های مهاجمین این تیم آمده است. بر اساس این آمار، تمام بازیکنان خط حمله‌­ی تیم استیو بروس به شدت دور از انتظار ظاهر شده­‌اند.

نیوکاسل با بهره‌­گیری از بازی عالی مدافعین کناری خود و گل­‌های مهمی که شلوی به ثمر رسانده است، توانست امتیازات مهمی را در این فصل به دست آورد. مقصد توپ­‌های ارسالی هافبک‌­ها، دفاع­‌های کنار این تیم هستند تا بتوانند با تامین عرض بازی و فرار از یارگیری حریف، جریان بازی را عوض کنند.

در اینجا لازم است به جترو ویلمز نیز، که با آمار ۰.۷۹ پاس منجر به شوت و ۳.۰۵ دریبل در هر بازی (با ۶۱.۱ درصد موفقیت) در رده‌­ی نهم لیگ برتر قرار دارد، اشاره شود. این مدافع کناری هلندی، می­‌تواند در عین حضور در کنار چهار مدافع دیگر در عقب زمین، جنب‌­وجوش تیم را در کانال کناری افزایش دهد.

تعجب‌آور است که تیم نیوکاسل یونایتد از نظر شاخص موفقیت پرسینگ یا PPDA (متوسط پاس­‌های موفق تیم مقابل قبل از لو دادن توپ در پرسینگ)، با مقدار ۱۶.۶۶، که ۳.۶۴ بیشتر از شفیلد یونایتد است، در رده‌­ی آخر تیم­های لیگ برتر قرار می­‌گیرد. این آمار ضعیف، ناشی از شیوه‌ی دفاعی این تیم است، که طبق آن، صرف نظر از نوع بازی تیم مقابل، دفاع از میانه­‌ی زمین شکل می­‌گیرد.

رمز موفقیت تیم نیوکاسل، برتری ساختاری سیستم پنج دفاعه بوده است. این تیم با مختل کردن دسترسی به نواحی مرکزی با برتری عددی در این مناطق، توپ را به کناره‌­های میدان هدایت می­‌کند. در این حالت، نیوکاسل در برابر تیم­‌هایی که با دو بازیکن کناری بازی می­‌کنند (با خط دفاعی چهار نفره) برتری عددی خواهد داشت.

این عامل در تصویر زیر نشان داده شده است. هنگام پرس، دفاع‌­های وسط و کناریِ تیم صاحب توپ خوب عمل می­‌کنند. در همین حین دو بازیکن نیوکاسل به صورت همزمان به بازیکنان هدفشان نزدیک می‌­شوند و حضور آلمیرون، هافبک کناری تیم، با ایجاد موقعیت سه-به-دو، برتری عددی را برای آنها ایجاد می­‌کند. هافبک‌­های وسط هم ناحیه مرکزی را اشغال می­‌کنند و در این منطقه نیز برتری عددی برای تیم نیوکاسل است. بنابراین، این فشردگی باعث دشوار شدن پیشروی تیم مهاجم می­‌شود.

با ۳۵ امتیازی که تیم استیو بروس تا این مرحله از لیگ کسب کرده، دو یا سه پیروزی و چند مساوی دیگر برای این تیم لازم است تا جایگاهش در نیمه‌­ی بالای جدول تضمین شود. مهاجمین این تیم باید جلوتر آمده، و با در نظر داشتن عدم قطعیت همراه با حرکات فردی و شوت‌­های از راه دور مدافعان و شلوی، از موقعیت­‌های ایجاد شده استفاده کنند. بروس منتظر بازگشت پرقدرت جویلینتون است و از او انتظار دارد مبلغ قرارداد ۴۴ میلیون یورویی خود را فراموش کرده، و به عنوان یک مهاجم تمام و کمال، گل­‌های بیشتری بزند و با ساختن موقعیت­‌های گل برای هم­‌تیمی‌­های خود، در خدمت تیم باشد.

بازی­‌های پیشِ رو: شفیلد یونایتد (خانگی)، استون ویلا (خانگی)، بورنموث (مهمان)، وستهام (خانگی)، منچستر سیتی (مهمان)، واتفورد (مهمان)، تاتنهام (خانگی)، برایتون (مهمان)، لیورپول (مهمان)

بازیکنان قابل رصد: جترو ویلمز، جونجو شلوی، آلن سن-ماکسیمین، جویلینتون

استون ویلا

امتیاز و جایگاه تخمین­زده شده: ۲۳.۹ – رده‌­ی بیستم
امتیاز و جایگاه کسب شده: ۲۵ – رده‌­ی نوزدهم

تیم دین اسمیت بعد از ۲۸ بازی به دردسر افتاده بود و به شدت به هر سه امتیاز بازی مقابل شفیلد نیاز داشت تا اینکه همه‌گیری کووید-۱۹ سبب متوقف شدن بازی‌ها شد. استون ویلا در این فصل بدترین آمار دفاعی را، با ۵۶ گلِ خورده، به نام خود ثبت کرده است. در حمله نیز، آنها با ثبت xG برابر با ۳۳.۶ و به ثمر رساندن ۳۴ گل، بالاتر از واتفورد، وستهام و بورنموث قرار گرفته‌­اند. متاسفانه دو بازیکن کلیدی این تیم، یعنی وسلی و جان مک‌گین، به دلیل مصدومیت، بازی­‌های زیادی را از دست دادند. به همین دلیل، اسمیت مجبور شد قبل از متوقف ­شدن بازی­‌ها، ترکیب استون ویلا را را از ۳-۳-۴ به ۳-۴-۳ تغییر دهد. در این بخش به ترکیب ۳-۴-۳ این تیم پرداخته خواهد شد.

عریض بازی کردن بازیکنان استون ویلا هنگام حمله، باعث باز شدن دفاع و برهم خوردن آرایش تیم مقابل شده است. پوشش نواحی عمودی زیادی از زمین باعث برتری ساختاری و ناحیه‌­ای ایجاد شده برای این تیم بوده؛ با این وجود، آنها نتوانسته‌­اند از این برتری سودی ببرند. حضور دو بازیکن در خط میانی برای این تیم کافی نبوده؛ به همین دلیل، در بیشتر اوقات وظیفه‌­ی پیش بردن توپ بر عهده‌­ی دفاع­‌های کناری گذاشته می­‌شد. در تصویر بعد، عِزری کونسا را در حال انجام این کار مشاهده می­‌کنید.

می­توان کمبود گزینه­‌ی تهاجمی و اتکای بیش از حد به چند بازیکن – مهاجم نوک یا جک گریلیش – را به عنوان یکی از مشکلات این تیم برشمرد. یکی از مشکلات ساختاری این تیم، خالی بودن میانه‌­ی زمین است؛ به این ترتیب که، با وجود تنها دو بازیکن در مرکز زمین، همیشه برتری عددی در این نواحی به تیم حریف واگذار شده است.

بنابراین، جایی که برتری عددی با بازیکنان حریف و رسیدن به یک‌سوم هجومی دشوار بوده، این تیم به بازی بلند رو آورده و حمله­‌ها را به کناره­‌ها منتقل کرده است. این توجیه مناسبی برای رتبه‌­ی پنجم استون ویلا از نظر نفوذ از کناره‌­ها با ۱۶.۱۴ سانتر در هر بازی است. در صورت در دسترس بودن گریلیش، حضور این بازیکن بهترین و تنها راه فرار از کانال­‌های کناری بوده است. در تصویر زیر، جایگیری گریلیش در بین خطوط را می‌­توان دید.

گریلیش بازیکن مهمی برای استون ویلا در این فصل بوده است؛ اما اهمیت او دقیقا چقدر بود؟ طبق آمار، او با ۴.۴۳ حرکت رو به جلو در هر بازی در رده‌­ی چهارم هافبک­‌های تهاجمی و وینگرهای لیگ برتر قرار می­‌گیرد و از این نظر عملکرد خوبی داشته است. او همچنین، خلاقیت مورد نیاز را به حمله اضافه کرده و توانایی بالایی در ایجاد موقعیت­‌های گل دور از انتظار دارد. این موارد او را به بازیکن اصلی استون ویلا در یک‌سوم هجومی تبدیل کرده است.

یکی از مثال­‌های زیادی که می­‌توان برای اثبات توانایی­‌های گریلیش آورد، گل او با عبور دادن توپ از کنار داوید دخیا است. گریلیش تکنیک‌­های پاس­­کاری فوق­‌العاده‌­ای نیز دارد. در تصویر بعدی، در حالی که استون ویلا در سمت راست کمبود بازیکن دارد و یک بازیکن چلسی نیز در حال مسدود کردن مسیر مستقیم پاس است، گریلیش، هوشمندانه با یک پاس کات­‌دار توپ را برای بازیکن روبه‌­رویی می‌­فرستد. قوسی که او به توپ داده است برای عبور دادن توپ از مدافع نزدیکش حیاتی بوده و بازیکنان کمی در لیگ برتر هستند که قادرند این کار را با سرعت و دقت بالا انجام دهند. پس از این پاس، اضافه­ شدن بازیکن سوم استون ویلا به حمله، گل تساوی را برای این تیم به ارمغان می‌­آورد. گریلیش با پاس­‌ها و دریبل­‌های نفوذی خود، شروع­‌کننده­‌ی تقریبا تمامی حرکات این تیم در یک‌سوم هجومی بوده است.

این تیم در بیشتر موارد، مجبور به اقدام به دفاع در مرکز یا پایین زمین بوده است. با این وجود، ایراد ساختاری ترکیب ۳-۴-۳ تیم اسمیت، واگذاری برتری عددی در مرکز زمین در برابر تیم‌­هایی است که با سه یا تعداد بیشتری بازیکن در این ناحیه، و با ترکیب‌هایی مثل ۱-۳-۲-۴، ۳-۳-۴، ۲-۵-۳ و ۱-۲-۴-۳ بازی می‌­کنند.

تیم مقابل به راحتی می­‌تواند با جابه‌­جا کردن هافبک­‌های وسط استون ویلا، فضا را برای پاس دادن و برداشتن فشار از روی توپ، ایجاد کند. در تصویر زیر مشخص است که با رفتن هر دو بازیکنان میانی استون ویلا به سمت مورا و برگوین، فشار از روی لو سلسو برداشته شده است.

در همین حین، خط دفاع تیم اسمیت در پایین زمین فضای زیادی را در بین خطوط آزاد می­‌گذارد. اگرچه تیم می­‌تواند با این روش از خیلی از شوت­‌های تیم مقابل جلوگیری کند (استون ویلا با بلوکه کردن ۴.۸۱ شوت در هر بازی و مقاومت در برابر ۱۱.۲۸ xG در حالت کلی در رتبه‌­ی اول لیگ از این دو منظر قرار می­‌گیرد)، فشار این تیم در پرسینگ کماکان پایین می­‌ماند. در نتیجه، این تیم تنها در ۲۴.۸۴ درصد از نبردهای بازیکنان در مرکز زمین برای بازپس گیری توپ موفق بوده و از این نظر، در رتبه‌­ی هجدهم جدول قرار می­‌گیرد.


به این ترتیب وظایف دفاع­‌های کناری تیم، برای تامین فشردگی و پوشش دفاعی، افزایش می‌­یابد. با توجه به تصویر بالا، می­‌توان دید ترزگه در فاصله‌­ای خیلی دور از هافبک‌­های میانی زمین جایگیری کرده است.

در واقع در مثال بالا، استون ویلا می­‌توانست با استفاده از خط دفاع پنج­ نفره عملکرد بهتری داشته باشد. کورتنی هاوس برای نزدیک شدن به مورا موقعیت خود را رها کرده است. با این وجود، نبود ارتباط بین هاوس و لوئیز باعث شده لوئیز نیز برای یارگیری به سمت همان بازیکن حرکت کند. از اینجا می­‌توان دریافت که بازیکنان درک کاملی از وظایف خود، مبنی بر اهداف تیمی و زمان شروع پرس، ندارند.

عملکرد استون ویلا در ضربات شروع مجدد تقریبا قابل قبول بوده، به طوری که آنها با ۹ گل به ثمر رسیده از روی شروع مجدد، مقام دوم را از این لحاظ در لیگ دارند. در  مثال بعدی، تاکتیک جالب این تیم برای استفاده از ضربات کرنر بررسی می‌شود.

در این استراتژی، یک یا دو بازیکن (معمولا فورواردها) با حرکت به سمت دروازه، توجه تیم حریف را به سمت خود معطوف می‌کنند و به این ترتیب، فضایی در نزدیکی دروازه یا در بین مدافعین ایجاد می­‌شود. با فرستادن ضربه‌­ی کرنر با یک ارسال بلند، بازیکنانی که در سمت دیگر محوطه­‌ی جریمه حضور دارند می­توانند از توپ استفاده کرده و به دروازه هجوم بیاورند.

تغییر سیستم به خط دفاع سه نفره، تمامی مشکلات تیم را برطرف نکرده و به نتایج قابل قبولی نیز منجر نشده است (دو برد، یک تساوی و چهار باخت)، و شاید اسمیت ترکیب تیمش را به ۳-۳-۴ که لایه­‌های بیشتری را در حمله در اختیار تیم می­‌گذارد، برگرداند. بازگشت بازیکنان کلیدی (وسلی و مک­گین) نیز عامل دیگری است که می­‌تواند عملکرد تیم را بهبود بخشد. با این همه، اصلاح کردن دفاع این تیم، با بهبود رفتار تیمی­‌شان مثل پرسینگ و حفظ فشردگی، لازم به نظر می­‌رسد.

بازی­‌های پیش­رو: شفیلد یونایتد (خانگی)، چلسی (مهمان)، نیوکاسل (مهمان)،  ولورهمپتون (خانگی)، لیورپول (مهمان)، منچستر یونایتد (خانگی)، کریستال پالاس (خانگی)، اورتون (مهمان)، آرسنال (خانگی)، وستهام (مهمان)

نکات قابل رصد: بازگشت وسلی و مک­گین؛ آیا گریلیش نجات­‌دهنده‌­ی تیم خواهد بود؟؛ تاکتیک­های شروع مجدد.

جمع­‌بندی

در این مقاله تنها به بیان نکات کلی مربوط به تیم­ها پرداخته شد. آنالیز دقیق تمامی تاکتیک‌­ها و ترکیب­‌های مختلف مورد استفاده‌­ی تیم‌­ها کاری دشوار است. نکات بیان شده می‌تواند در تحلیل بازی­‌های باقی­مانده از لیگ برتر در این فصل کمک­‌کننده باشد. هدف از این مجموعه مقالات بررسی تمامی تیم­‌های لیگ به همین صورت است، بنابراین، منتظر مقاله‌­های بعدی از این مجموعه باشید.

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

۳ پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنالیز
قسمت اول
آنالیز تاکتیکی تیم‌های لیگ برتر انگلیس در فصل ۲۰-۲۰۱۹

باشگاه دانشجویان فوتبال

studentofthegame.club